تبليغاتX
شبهای لبریز از هیچ

تمام می شود

       به همین سادگی

بدون حرف              بدون تماس              بدون حتی یک نگاه

اصلا لازم نیست برای هم توضیح بدهیم

موضوع به همین سادگی است:

(( سر یک دوراهی تو از این راه می روی و من از راه دیگر))

حتی برنمی گردیم ببینیم آن دیگری هست یا نه

دیگری زمانی خاص بود؛ناب بود؛عاشق بود

حالا

مهم نیست حتی باشد

وقتی هستی با لحظه ای که نیستی فرق خاصی ندارد

شده ای عین کارت پستال قدیمی که یادآور خاطرات خوبی است

اما جای زیادی هم گرفته ای

نه می شود نگهت داشت نه می شود دورت انداخت

               من با تو چه کنم؟؟؟؟؟!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:30 بعد از ظهر توسط آلما |